لطفت را دريغ نکن

روزی مردی عقربی را ديد که درون آب دست و پا می زند. او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد. اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.

رهگذری او را ديد و پرسيد:« برای چه عقربی را که نيش می زند نجات می دهی؟» مرد پاسخ داد:« اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولی طبيعت من اين است که عشق بورزم. چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش می زند.

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دريغ نکن. حتی اگر ديگران تو را بيازارند.

/ 36 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hamidreza

عالی بود موفق باشی. به من هم يه سر بزن خوشحال ميشم

saba

سلام از آشنايی بههاتون خوشحالم / بلاگتون قشنگه / منتظر نظرتون هستم

احسان

سلام عزیزم وبلاگت زیباست من برگشتم با یه دنیا اندوه و دلتنگی واسم دعا کن وقت کردی یه سرم به کلبه فقیرونه ما بزن در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست...یا حق

Heaven Searcher

تا کی باید در برابر آزار عشق ورزید !!! ؟؟؟ سلام راستی اومدم بگم که آپديت کردم وقت داشتی يه سری بزن !! يا علی

AROOSAK

سلام دوست جديدم !! وبلاگ زيبائی داری .. مطالب ارزنده ای نوشتی .. خوشحال ميشم با هم بيشتر در ارتباط باشيم از طريق مطالبمان ... خوشحالم می کنی اگر به کلبه ی حقير منم سری بزنی ... فدات نيما(عروسک).........ياحق

یادگار دوست

وبلاگهای خاک خورده را دوست دارم او هم مرا دوست دارد...کسانی که وبلاگشان فُسيل شده *من* ميدانم که هرگز از نوشتن باز نايستاده اند...هرگز...خوش بنويسی..

آناهیتا

سلام خيلی عالی بود اما هميشه هم نميشه عشق بورزی باورکن اونقدر آدمها مثل عقرب آدم رو به هر طريق نيش می زنن که ديگه جايی واسه خوبی نمونده و اگرم مونده باشی ديگه فايده ای نداره چون اين آدما ديگه لياقت اون خوبی رو ندارن منتظرت هستم

shima

سلام عزيز خوشحال می شم به خونه ی منم سری بزنيد موفق باشی هميشه www.ghadboland.com