برگشتم

و من برگشتم

 

ميخوام دوباره شروع کنم تو اين مدت که اينجا نبودم حس غريبی داشتم.

شب تاب

او؛ همچو ستاره ای ست

کز چشم سپهر اوفتاده.

دانسته در آسمان خبر نيست

در روزی زمين به پا ستاده

 

بر سينه ی شب گلی سپيد است

کز عشق هزار راز دارد

بر صبح اميد بخش فردا

در نيمه ی شب نياز دارد

 

در کوره رهی به عشق خورشيد

می سوزد و نور می فشاند

چون صبح شود ز شرم ديدار

برچهره نقاب می کشاند

 

گويند که داستان شب تاب

چون قصه ی شاعری است گمنام

کز شام هميشه سوخت تا بام

از بام به کس نگفت تا شام

 

در تيره شبان به هر کجائی

شب تاب! مکن مرا فراموش

در ظلمت زجرهای شبها

از ظلم زمان مگرد خاموش

 

بر دامن شب دمی مياسای

شب تاب! بتاب در سياهی

گويند: نمانده است ديری

کاين شام رود پی تباهی

نصرت رحمانی

دوست داشتم بعد از شروع مجددم يکی از شعرهای نصرت رو بنويسم از اين شعرش خيلی خوشم اومد.

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

به اين دوست طراحتون بفرماييد آقا فرهاد من که هر چی بهش ميگم ميگه تو چشت مشکل داره بد ميبنه.

pegah

من اينجا اعلام ميکنم تا قسمت بالای قالبم درست نشه آپ نميکنم .فرهاد جون من تو بهش بگو

navid

من هيچ مشکلی توی قسمت بالای وبلاگ شما نمی بينمممممممممممممممممممممممم. منو نصفه شبی کشوندی اينو بخونم.!! ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

يادگار دوست

چرا به فکر من نرسيد؟ کسی نيست که, بشينم تا صبح واسه خودم کامنت بذارم خودمم هم چکش کنم تازه لذت هم ببرم!! .آخه نديده بودم صاحب وبلاگ يکی در ميون واسه خودش کامنت بذاره ....پگاه خانوم جان من نباشه جان نويد که ميخوام دنيا نباشه آپ کن..

mohammad

سلام...خوبی خانوم؟...بی سر و صدا برميگردی...ميدونستم که ميای دوباره.خوش اومدی....شعر قشنگی نوشتی....خوش باشی.

azadeh from love cottage

سلام پگاه جونم.تبريککککککککککک.خوشحالم که برگشتی/پگاه من به دی ماهيه دستور دادم وبتو درست کنه ها...دواش کردم معلوم بود؟////اينو به قول علی همه جا گفتم پس بذار اينجا هم بگم:من ديگه کام ندارمممممممممممممممممممممممم...از بابت لينک ممنون...اگه زنده موندم و روزی کام دار شدم لينک پگاه جونم يادم نخواهد رفت

محمود

سلام... خوشحالم که برگشتی... اين رو توی اوج ناراحتی و بی‌حالی می‌گم... اما... جدی جدی خوشحالم که برگشتی پگاه

فرید

سلام .... معذرت میخوام یه مدتی میشه که نتونستم به دوستان سر بزنم ... میبینم که ... با یه شعر خوب دوباره شروع کردین ... از شب تاب خوشم میاد ... موجود جالبیه ... اطراف خودشو روشن میکنه ... شاید واسه اینکه نشون بده هیچ تاریکی تو این دنیا تاریکی مطلق نیست ... و موجوداتی هستن که می تونن نشونه ای از نور باشن ... نشونه ای کوچیک برای اثبات نوری بزرگ !!! موفق باشین.

فرهاد

پگاه جان ديگه بالای وبلاگت درسته درسته...پس ديگه بهونه ای برای آپ نکردن نداری...پس بجنب...اينجا چقدر بوی نصرت ميده!

نوین قالب ساز رايانه گستر!

ببين فرهاد چی ميگه!!